برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب: دارم جهان را دور میریزم,دارم جهان را دور ميريزم,
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
همه گوش. چشم، دهان، دست مهربان غیر نادان که احمق نیست فراخ می شود باانضمام جیب و عابر.
به قصد ارضا یک خواستن با موضوع حیثیتی است دست به جیب می شود.
دو پاییز و یک بهار و یک زمستان بعد. . .
دست بخل میگیرد و در سینه دو دست به هم می فشارد.
حرف هایی میزند که بوی اعتماد نمی دهد.
پشت دستی اش را آماده می کند که توی دهن این حروف بزند.
جانب احترام پیش میگیرد.
آنجا را باید با بغضی سنگین ترک کرد
چه بسا که سقف مغضوب شود.
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب: من از تو مینویسم,من از تو راه برگشتی ندارم,من از تو یاد گرفتم,من از تو صبر ندارم,من از تو دوری نتوانم دگر,من از تو جدا نمیتوان بود,
نویسنده: اشکان رضوانی
عقل سلیم در دهان فقط جوش میخورد.
نعل طلایی رنگ خر به پا
پشتش جهنمی است
ظرف ایوب پس میزند و چنگیز را لاجرعه سر میکشد.
هجوم می برد به قلب آدم و از سینه ی حوا فرزند ناخلف را سر می برد.
براستی که قاتل قابیل دیگری است.
برچسب: ناخلف,ناخلف باشم اگر,ناخلف باشم اگر من به,ناخلف باشم,پسر ناخلف,فرزندان ناخلف,اولاد ناخلف,
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب: دو سر باخت,بازی دو سر باخت,
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی